بهادر کیه؟
تو بندر همه بهادر رو میشناسن… نه به خاطر سنش، به خاطر اون
سیبیلی که اول وارد کافه میشه، بعد خودش!
شبها تو کافهی حاجعبدالله ساز میزنه جایی که فقط چای دارن،
ولی با ساز بهادر، آدم مست میشه!
میگن ساکته، ولی یهدفعه وسط عروسی،
بیدعوت پیداش میشه و تا سازشو نزنه،
کسی جرات نمیکنه کیک ببره!
بهادر شهریوریه؛ یعنی گرم و بیحاشیه،همیشه ساکت میمونه، اما کافیه
ساز دستش باشه تا کل محل برقصن،
حتی حاج عبدالله با استکان چاییش!
آرزوش اینه که یه روز همه بگن:«اون پسره که ساز میزد و
دل آدمو تکون میداد. آره…
همونه، بهادر بندری»
حالا چرا این جوراب؟
چون یه پاره از جنوبه. با یه عالمه سیبیل، یه کم نمک، و کلی هم حال خوب.






















































